وبلاگ یک دانشجوی عمران

به نام یگانه مهندس عالم هستی...



شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

سلام به همه بازدید کنندگان محترم وبلاگ 

اول از همه از اینکه این چند وقت نتونستم به وبلاگ سر بزنم و مطلب بذارم عذر می خوام. 

دوم اینکه من بی لیاقت چند روز دیگه عازم مکه ام!خودمم نمیدونم چطوری اسمم در اومد!هنوز تو شوکم!برای همه دعا می کنم امیدوارم قسمت شما هم بشه و از محضر همه حلالیت می طلبم. 

قول میدم بعد از اینکه از حج برگشتم زود به زود به وبلاگ سر  بزنم و مطلب جدید بذارم.  

 

بر یار آمدم من به حریم کبریایی
نکند که کار من هم بود از سر ریایی
به امید رحمت او شدم از دیار راهی
چه زیان که این گدا هم برسد به یک نوایی
به خدای کعبه گفتم که ببخش بنده‏ات را
که ندارد او پناهی به درت کند دعایی
منم آن نیازمندی که به درگهت رسیدم
تو مران مرا از این در که ندارم آشنایی
به شنیدم از عراقی که ز راه بی‏ریایی
به سرود این سخن را در خانه خدایی
«به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند
که برون در چه کردی که درون خانه آیی
به قمار خانه رفتم همه پاکباز دیدم
چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی»
تو «جنانی» با چه رویی به حرم قدم نهادی
نکند که هاتف غیب به تو داده یک ندایی  

نوشته شده در سه شنبه 19 اردیبهشت 1391| ساعت 13:33| توسط سمانه| نظرات (0)|

 

نوشته شده در جمعه 5 اسفند 1390| ساعت 22:11| توسط سمانه| نظرات (0)|

سلام به همه بازدید کنندگان محترم وبلاگ.خواستم به اطلاعتون برسونم که به دلایلی از جمله انتقالی گرفتن و.... مایل به تغییر نام وبلاگ از"دانشجویان کارشناسی عمران۸۹زنجان" به : "وبلاگ یک دانشجوی عمران"هستم؛به همین دلیل از همه کسانی که لطف کردن و بنده را لینک نمودند  خواهشمندم که اسم لینک را تغییر بدن. 

در آینده ای نه چندان دور  احتمالا" آدرس اینترنتی وبلاگ رو هم تغییر بدم.  

نوشته شده در پنجشنبه 20 بهمن 1390| ساعت 11:07| توسط سمانه| نظرات (1)|

خیلی با خودم کلنجار رفتم که این نوشته ها را چطور شروع کنم؟ چطور ادامه دهم؟ و چطور به پایان ببرم!

گاهی اوقات فکر کردن به بعضیها ، ناخودآگاه اندوهی را به قلب مینشاند و به دنبالش افسوسی را. همه چیز از زمانی شروع شد که وارد دانشگاه و محیط خوابگاه شدم....


::ادامه مطلب::
نوشته شده در جمعه 14 بهمن 1390| ساعت 10:57| توسط سمانه| نظرات (1)|

شخصی را به جهنم می بردند، در راه جهنم صورتش را برمیگرداند و به عقب خیره می شد...
ناگهان! خداوند فرمود: صبر کنید، او را به بهشت ببرید...!
فرشتگان با تعجب دلیل این کار را پرسیدند؟!
خداوند به آنها فرمود: او در راه رفتن چند بار به عقب نگاه کرد و در دلش امید به بخشش من داشت و من نیز او را بخشیدم... 



و این است عظمت پروردگار عالمیان  

 

 


::ادامه مطلب::
نوشته شده در جمعه 14 بهمن 1390| ساعت 10:48| توسط سمانه| نظرات (0)|

به گوش باش که چونان که هنگامه امتحانات پایان ترم فرا همی رسد نکات زیر به خاطر بسپار که به پاس همه درس ها نائل شوی.

1- زین پس تا آخرین روز امتحانات خواب بر تو حرام باد.

2- تلوزیون را بیخیال همی شو که وقت بس ناجوان مردانه تنگ است.

3- دیر خواب و زود خیز.

4- شبکه گسترده جهانی  از جمله facebook و chat و...را تعطیل کن

5- پارک و سینما و کافی شاپ رفتن تا آخرین روز امتحانات مکروه گردد.

6- کتاب فقط کتاب درسی و فیلم تنها فیلم درسی(با توجه به این که در ایام امتحانات همگی عجیب به سمت مطالعه غیر درسی گرایش داریم)

7- موبایل بازی اعم از اس ام اس و بلوتوث و ارسال صور قبیحه و نوای قبیحه همگی موجب ابطال وقت است.

8- حمام کردن بیش از نیم ساعت حرام است.
 
9-پاچه خواری استاد را از خاطر مبر که اوجب واجبات است و بسی تو را در پاسیدن درس همی یاری کند .   

خب حالا مثل یه دختر(یا پسر)خوب بشینید درستونو بخونید.

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه 10 دی 1390| ساعت 12:57| توسط سمانه| نظرات (4)|

هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم کنار هم بنشیینیم

و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند در برابر تاریکی ها

یلدایتان رویایی…روزهایتان پر فروغ، شبهایتان ستاره باران .    

 

 

یلداست ، بگذاریم هر چه تاریکی هست 

هرچه سرما و خستگی هست تا سحر از وجودمان رخت بربندد

امشب بیداری را پاس داریم تا فردایی روشن راهی دراز باقیست . . .

شب یلدا مبارک... 

 

نوشته شده در دوشنبه 28 آذر 1390| ساعت 00:39| توسط سمانه| نظرات (1)|

دست از طلب ندارم، تا جان من برآید
یا تن رسد به مدرک، یا جان ز تن درآید 

 در سال 52 جمعه داریم و می دونید که جمعه ها فقط برای استراحته ! پس 313 روز باقی می مونه . حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستونه که به دلیل گرمای هوا مطالعه ی دقیق برای یک فرد نرمال مشکله . بنابراین 263 روز دیگه باقی می مونه .در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازمه که جمعاً 122 روز می شه . بنابراین 141روز باقی می مونه . برای سلامتی جسم و روح روزانه 1 ساعت تفریح لازمه که جمعاً 15 روز می شه . پس 126 روز باقی می مونه .طبیعتاً  2 ساعت در روز برای خوردن غذا لازمه که در کل 30 روز می شه . پس 96 روز باقی می مونه .
از اونجایی که انسان موجودی اجتماعیه ، پس حداقل 1 ساعت در روز برای گفت وگو و تبادل افکار به صورت تلفنی لازمه ! که باز جمعاً 15 روز می شه . پس 81 روز باقی می مونه .
روزهای امتحان حدوداً 35 روز از سال رو به خودشون اختصاص می دن . پس 46 روز باقی می مونه .
تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست کم 30 روز در سال هستن . پس 16 روز باقی می مونه .در سال شما 10روز رو به بازی می گذرونید . پس 6 روز باقی می مونه .در سال حداقل 3 روز به بیماری طی می شه و 3 روز دیگر باقی می مونه .سینما رفتن و سایر امور شخصی هم 2 روز رو در بر می گیره . پس 1 روز باقی می مونه ... اون یه روز هم روز دانشجوئه چه جوری می شه روز دانشجو درس خوند ؟!؟! پس یه دانشجوی نرمال نمی تونه درس بخونه !!!!  

   

 

 

 

 

این هم هدیه شما: 

هرکدوم رو دست دارید انتخاب کنید!  

  

 

 

 

  

نوشته شده در یکشنبه 20 آذر 1390| ساعت 01:15| توسط سمانه| نظرات (4)|


::ادامه مطلب::
نوشته شده در سه شنبه 8 آذر 1390| ساعت 18:38| توسط سمانه| نظرات (3)|

باز این چه شورش است که در خلق عالم استباز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟
باز این چه رستخیز عظیم است؟ کز زمینبی نفخ صور، خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزوکار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع می‌کند از مغرب آفتابکآشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا، بعید نیست

این رستخیز عام، که نامش محرم است 

 

 

در باغ ؛گل و گلاب می گفت حسین
سنگ و چمن و تراب می گفت حسین
با تابش آفتاب بر پهنه آب
در شط فرات آب می گفت حسین 

هم آیه و هم کتاب می گفت حسین
هم لیلی و هم رباب می گفت حسین
اعضاء و جوارح قتیل ره عشق
در خون خودش خضاب می گفت:حسین 

 

 

 

 

التماس دعای فراوان

نوشته شده در جمعه 4 آذر 1390| ساعت 12:31| توسط سمانه| نظرات (0)|

 

 

 

پیشینه و تاریخ حجاب به آغاز آفرینش انسان مسئول برمی گردد و موضوع تازه ای نیست که درباره علل آن به جست و جو بپردازیم. در مقابل، بد حجابی و برهنگی، پدیده ای تازه است. به گفته چارلی چاپلین: «برهنگی زنان، بیماری قرن ماست» که باید در علل پیدایی آن، به تحقیق و تفحص پرداخت.

نوع لباس و پوشش بانوان در هر کشوری، نماد ملی و فرهنگی آن کشور محسوب می شود. بانوان ترکمن حجاب خاصی دارند؛ چنانچه زن های محترم بلوچ و عشایر نیز پوشش مخصوصی دارند. شهرستان ها و روستاهای ایران به فراخور آداب و سنن اجتماعی و فرهنگی خود پوشش ویژه ای را انتخاب کرده اند، لکن به طور کلی چادر مشکی، یک حجاب همگانی و مشترک بین اقوام مختلف شیعه و سنی در کشور ما به شمار می رود. گرچه غالب کشورهای اسلامی نظیر ایران، از چادر برای پوشش خود استفاده می کنند، ولی در ایران، چادر، لباس ملی و مذهبی ماست.  

اگر زنى داراى باورى قوى باشد شالوده شخصیتى او نیز بر اساس همین باور شکل مى‏گیرد؛ چنان که حضرت على علیه‏السلام مى‏فرمایند: "أَلْمَرْءُ بِإِیمانِهِ. " یعنى: شخصیت انسان در گرو باورهاى اوست.3
آن حضرت در جاى دیگر مى‏فرمایند: "وَ الْمُؤْمِنُ بِعَمَلِهِ. " یعنى: و ایمان انسان در عمل او جلوه‏گر است.4
بنابراین، باید با تقویت پایه‏هاى دینى و باورهاى اعتقادى، وسیله اعمال صالح را در زنان فراهم آوریم و این مسئولیت بیش از همه بر عهده متولیان مذهبى و فرهنگى جامعه است.

من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم

تو خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه 1 آذر 1390| ساعت 14:25| توسط سمانه| نظرات (0)|

از سوسک می ترسیم........از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمیترسیم
از عنکبوت میترسیم........از اینکه تمام زندگیمون تار عنکبوت ببنده نمی ترسیم
از خوب سرخ نشدن سبزی قورمه میترسیم.......از سرخ شدن آدما از خجالت نمیترسیم
از سرما خوردگی میترسیم........از سرخورده کردن دوستامون نمیترسیم
از شکستن لیوان میترسیم........از شکستن دل آدما نمیترسیم......!! 
نوشته شده در شنبه 28 آبان 1390| ساعت 22:50| توسط سمانه| نظرات (3)|

 


::ادامه مطلب::
نوشته شده در پنجشنبه 26 آبان 1390| ساعت 18:04| توسط سمانه| نظرات (2)|


::ادامه مطلب::
نوشته شده در یکشنبه 8 آبان 1390| ساعت 18:13| توسط سمانه| نظرات (1)|

وقتی من به دنیا اومدم پدرم ۳۰ سالش بود یعنی سنش ۳۰ برابر من بود وقتی من ۲ ساله شدم پدرم ۳۲ ساله شد یعنی ۱۶ برابر من وقتی من ۳ ساله شدم پدرم ۳۳ ساله شد یعنی ۱۱ برابر من وقتی من ۵ ساله شدم پدرم ۳۵ ساله شد یعنی ۷ برابر من وقتی من ۱۰ ساله شدم پدرم ۴۰ ساله شد یعنی ۴ برابر من وقتی من ۱۵ ساله شدم پدرم ۴۵ ساله شد یعنی ۳ برابر من وقتی من ۳۰ ساله شدم پدرم ۶۰ ساله شد یعنی ۲ برابر من می ترسم اگه ادامه بدم از پدرم بزرگتر بشم !

نوشته شده در یکشنبه 8 آبان 1390| ساعت 17:51| توسط سمانه| نظرات (1)|

دو سه نفری با من دو جلسه کلاس خصوصی گرفتند. قرارمون میشه 200 تومن .  جلسه دومشون تقریبا نیمه, تموم میشه . دلم راضی نیست و بهشون میگم   150  بدین هم کافیه . می افتن رو خط چونه زنی که استاد 50 تومن دیگه هم کوتاه بباین و حرف شهریه و بابای کارگر و 7 تا خواهر برادر و . . .   پیش میکشند . اولین باره که یکی سر پول کلاس باهام چونه میزنه . به این کارها عادت ندارم و بنابراین میگم ایرادی نداره و قرار میرسه به 100 تومان. شماره حساب می خوان و میرن که از باباشون پول بگیرن و از همون شهرشون بریزن به حساب .(آره , من هم باور کردم که الان اونا سرجمع 100 تومن ندارن تو بساطشون!!) این جور که پیش میره احتمالا وقتی برم حساب رو چک کنم میبینم 70 تومن بیشتر نریختند . وقتی میخوام از حساب بردارم سیستم اجازه برداشت بیشتر از 50 رو نمیده . بعد که پولها رو میگیرم میبینم 30 تومنه  و ...!

نوشته شده در یکشنبه 8 آبان 1390| ساعت 17:49| توسط سمانه| نظرات (1)|

  

 

 

 

تشکیل پرونده برای یک سفرهمیشگی

 

هوالمحبوب

نام :انسان                       نام خانوادگی : آدمی زاد           

نام پدر :  آدم                نام مادر : حوا

لقب : اشرف مخلوقات                 نژاد : خاکی                   صادره : دنیا

ساکن : کهکشان راه شیری؛منظومه شمسی جنب کره ماه؛کره زمین                  مقصد : برزخ

ساعت پرواز : هروقت که خداصلاح بداند

مقصد نهایی : بهشت اگر نشد...... جهنم

وسایل مورد نیاز :

۱ -دومتر پارچه سفید ۲ - عمل نیک ۳ - انجام واجبات وترک محرمات ۴ - امر به معروف ونهی از منکر ۵ - دعای والدین ومومنین ۶ - نماز اول وقت ۷ - ولایت ائمه اطهار ۸ - اعمال صالح /تقوا/ایمان

 

توجه :

خواهشمنداست برای رفاه خود خمس وزکات راقبل ازپرواز پرداخت نمائید.

از آوردن ثروت  مقام  منزل  ماشین  حتی داخل فرودگاه جداخودداری شود.

حتما قبل از حرکت به بستگان خود توصیه کنید تا از آوردن دسته گلهای سنگین  وسنگ قبر گران وطلایی ونیزمراسم پرخرج خودداری کنند.

جهت یادگاری قبل ازپرواز از اموال خود بین فرزندان وامور فقرا ومستضعفین تقسیم نمائید.

ازآوردن بار اضافی از قبیل تهمت غیبت حق الناس وغیره خودداری شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر به قران وسنت پیامبر(ص) مراجعه شود.

تماس ومشاوره به صورت شبانه روزی  رایگان  مستقیم  وبدون وقت قبلی امکان پذیر است.

در صورتی که قبل از پرواز به مشکلی برخوردید با شماره های زیر تماس حاصل فرمائید :

۱۸۶ سوره بقره / ۴۵ سوره نساء/۱۲۹ سوره توبه/  ۵۵ سوره اعراف   /۲۰و۳۰ سوره طلاق

امیدواریم سفر آسوده ای را درپیش داشته باشید

سرپرست کاروان : حضرت عزرائیل(س)

نوشته شده در جمعه 29 مهر 1390| ساعت 00:06| توسط سمانه| نظرات (4)|


::ادامه مطلب::
نوشته شده در پنجشنبه 28 مهر 1390| ساعت 20:33| توسط سمانه| نظرات (1)|

با سلام به همه ی کسانی که افتخار میدن و به وبلاگ ما سر میزنن و نظر میدن.وهمچنین سلام به همه ی بچه های عمران؛از ترم ۱تاااااااترمهای ۸یا بالاتر

خواستم خدمت بچه های عمران عرض کنم که اگه میخواید تو وبلاگ عضو بشید نام و نام خانوادگی و اینکه ترم چند هستید و همچنین ایمیل خودتون را به این آدرس بفرستید تا شما هم جزء نویسندگان وبلاگ بشید.امیدوارم با شروع ترم جدید بتونیم در زمینه وبلاگ بیشتر با هم همکاری کنیم.

آدرس: smomeni.omraan@ymail.com

نوشته شده در دوشنبه 18 مهر 1390| ساعت 17:12| توسط سمانه| نظرات (0)|


::ادامه مطلب::
نوشته شده در دوشنبه 11 مهر 1390| ساعت 12:17| توسط سمانه| نظرات (0)|


::ادامه مطلب::
نوشته شده در دوشنبه 11 مهر 1390| ساعت 12:03| توسط سمانه| نظرات (3)|

-فرق دانشگاه با زندان ابوغریب :

هیچی ، فقط آدمایی که تو زندان ابوغریب زندانین ممکنه تحصیل کرده نباشند ! یا به خاطر اینکه تو زندانند بهشون مدرک ندهند اما به ما می دن ! و  زندانیهاش از اینکه اونجا زندانین خوشحال نباشن، . . . ! 

-فرق دانشگاه  با تیمارستان :

اونایی که روانین رو می برند تیمارستان ولی  هرکی میاد دانشگاه روانی می شه! 

-فرق دانشگاه با بیمارستان:

اونایی که میان بیمارستان مریضند و می خوان خوب بشن اما اونایی که میان دانشگاه مریض می شن و به بهبودیشون امید نیست!! 

-فرق دانشگاه با قبرستون :

کسایی رو که می برند قبرستون خاکشون می کنند و نابود می شن اما کسایی که میان تو دانشگاه  نابود می شن اما هیچ وقت خاکشون نمی کنند!!

 

نوشته شده در شنبه 2 مهر 1390| ساعت 17:09| توسط سمانه| نظرات (1)|

رتبه بندی دانشگاههای ایرانی توسط موسسه SQمرکز Times Higher Education Supplement

1- دانشگاه تهران

2- دانشگاه صنعتی شریف

3- دانشگاه علوم پزشکی تهران

4- دانشگاه صنعتی امیرکبیر

5- دانشگاه صنعتی اصفهان

6- دانشگاه علم و صنعت ایران

7- دانشگاه تربیت مدرس

8- دانشگاه صنعتی خواجه نصیر الدین طوسی

9- دانشگاه علوم پزشکی شیراز

10- دانشگاه امام صادق

11- دانشگاه فردوسی مشهد

12- دانشگاه شیراز

13- دانشگاه اصفهان

14- دانشگاه تبریز

15- دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

16- دانشگاه شهید بهشتی

17- دانشگاه علوم پزشکی تبریز

18- دانشگاه علوم پزشکی ایران

19- دانشگاه ارومیه

20- دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

21- دانشگاه الزهرا

22- دانشگاه پیام نور اهواز !!!

23- دانشگاه شهید چمران اهواز

24- دانشگاه کاشان

25- دانشگاه ابوعلی سینا

نوشته شده در شنبه 2 مهر 1390| ساعت 17:02| توسط سمانه| نظرات (1)|


::ادامه مطلب::
نوشته شده در یکشنبه 27 شهریور 1390| ساعت 21:39| توسط سمانه| نظرات (2)|

سلام 

به علت اینکه در حال حاضر چارت گروه مهندسی عمران در سایت انجمن موجود نمی باشد؛تصمیم گرفتم لیست دروسی را که خودم سال پیش از سایت انجمن گرفتم؛در وبلاگ انتشار دهم تا دانشجویان عزیز عمرانی در انتخاب واحد خودشون دچار مشکل نشوند.


::ادامه مطلب::
نوشته شده در پنجشنبه 17 شهریور 1390| ساعت 13:21| توسط سمانه| نظرات (0)|

از اونجایی که نظرات بازدید کننده هام برام خیلی مهمه دوست دارم هر گونه انتقاد یا پیشنهاد (چه در زمینه مطالب وبلاگ و چه در زمینه های دیگر) رو در قسمت نظرات برام بنویسید تادر جهت هر چه بهتر شدن وبلاگ تلاش کنیم  

حالا به نظر شما عزیزان قالب جدید وبلاگ چطوره؟  

البته چون من خودم تنوع رو دوست دارم وهمچنین برای اینکه وبلاگ برای بازدیدکننده های محترم تکراری نشه هر چند وقت یکبار قالب وبلاگ رو عوض  می کنم.  

 

نوشته شده در جمعه 4 شهریور 1390| ساعت 01:31| توسط سمانه| نظرات (4)|

گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟

گفت: ای بنده ام، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی، که در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی، من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم.

گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟

گفت: بارها صدایت کردم، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید.

گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟

گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برایم بگویی و حرف بزنی. آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تنها اینگونه شد تو صدایم کردی.

  گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟

گفت: اول بار که گفتی خدا آن چنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدا گفتن تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر، من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی وگرنه همان بار اول شفایت می دادم.

  گفتم: مهربانترین خدا، دوست دارمت.

گفت: عزیزتر از هر چه هست من دوست تر دارمت...

نوشته شده در پنجشنبه 3 شهریور 1390| ساعت 23:57| توسط سمانه| نظرات (1)|

خیلی با خودم کلنجار رفتم که این نوشته ها را چطور شروع کنم؟ چطور ادامه دهم؟ و چطور به پایان ببرم!

گاهی اوقات فکر کردن به بعضیها ، ناخودآگاه اندوهی را به قلب مینشاند و به دنبالش افسوسی را. همه چیز از زمانی شروع شد که وارد دانشگاه و محیط خوابگاه شدم....


::ادامه مطلب::
نوشته شده در پنجشنبه 3 شهریور 1390| ساعت 23:50| توسط سمانه| نظرات (3)|

اگه دو نفر لب یه پرتگاه باشن کد ومشون رو  

 نجات میدین؟اونی که دوستش دارین یا اونی که 

 دوستتون داره؟چرا؟ 

جوابای خودتون رو توی همین قسمت نظرات 

بذارین  منتظریم. . . 

 

نوشته شده در پنجشنبه 3 شهریور 1390| ساعت 02:20| توسط سمانه| نظرات (4)|

سلام به همه ی بازدید کنندگان عزیز و محترم 

 به زودی قصد داریم تغییرات شگرفی در وبلاگ ایجاد کنیم و البته:ایها الهمکلاسیون و ایهاالعمرانیون !کیست که مرا در این زمینه یاری کند؟؟؟  

نوشته شده در شنبه 22 مرداد 1390| ساعت 23:59| توسط سمانه| نظرات (0)|


قالب وبلاگ : فقط بهاربیست

LINKDUMP

ARCHIVES

LINKS

DESIGN

OTHERS
 نرخ ارز - قیمت خودرو - قالب وبلاگ